درست می شود!

هستند افرادی که امام زمان علیه السلام نزد آنها می آید. مثل آسیّد کریم پینه دوز. صاحبخانه آسیّد کریم او را جواب کرد،جا گیرش نیامد،به همین خاطر صاحبخانه اثاثیۀاو را توی کوچه ریخت . آن موقع گل و برف و باران هم بود . یکی از مواردی که امام زمان علیه السلام پیش آسیّد کریم می آید همین جا بود. امام زمان تشریف می آورند و می پرسند : «آسید کریم چیه؟چرا ناراحتی؟»آسید کریم عرض می کند:«آقا خودتان که می دانید، احتیاج به گفتن ندارد. صاحبخانه جواب کرده و شما خودتان می دانید.» حضرت علیه السّلام می فرمایند: « اگر طالب ماهستی، باید این گرفتاری ها را تحمّل کنی . به خودت فشار نیاور، اعصابت را ناراحت نکن. این ناراحتی ها را تحمل کن. خانه نداشتن مصیبتی است. » وقتی حضرت این سخنان را می گویند، آسید کریم یک چیزی می گوید که ایشان تبسّم می کنند. آسیّد کریم می گوید: « درست است ،ولی این مصیبت مستأجری یک مصیبتی است که شما خانواده هم آن را نداشتید.» یعنی ائمه ما علیهم السلام هیچ کدام مستأجر نبودند. تمام ائمّه خانۀ ملکی داشتند. تا آسیّد کریم این حرف را به امام زمان علیه السّلام می گوید، آقا یک لبخندی می زنند و می فرمایند: « درست می شود.» بعد هم رفقا همان خانه ای که از آن بیرونش کرده بودند را برای او می خرند.

 بررسی گناهان کبیره در مواعظ ایت الله مجتهدی تهرانی

نوشته شده توسط سيدحسن علوي در 1396/8/8 ساعت 13:23 | بدون نظر

داستانی از معاویه ( علیه اللعنة و الهاویة ) نقل شده که وقتی در زمان حکومت خودش در مجلسی که اعیان و اشراف اجتماع تشکیل داده بودند و حضرت امام مجتبی (علیه السلام ) نیز آنجا حاضر بود ، او خواست اهانتی به امام (علیه السلام ) کرده و به زعم خود آن حضرت را خجل کند ، رو به امام (علیه السلام ) کرد و گفت : در قرآن آمده که : بیان همه چیز در قرآن هست و شما هم مدّعی هستید که عالم به تمام محتویات قرآن می باشید ، حال بفرمایید آیا در قرآن سخنی از ریش من و ریش شما هم آمده است ( پیداست که هدف به استهزاء گرفتن قرآن و امام بوده است ) ؛ امام (علیه السلام ) محاسن شریفش پرپشت و توپی بود ، امّا معاویه ریشش کم و جسته و گریخته بود ، امام (علیه السلام ) در جواب او این آیه از قرآن را تلاوت فرمود که : وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يخَْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِى خَبُثَ لَا يخَْرُجُ إِلَّا نَكِدًا ... ؛ سرزمین پاکیزه { و شیرین } گیاهش به اذن پروردگارش می روید امّا سرزمین خبیث بد طینت شوره زار ، جز گیاه نا چیز کم ارزش چیزی از خود بیرون نمی دهد..... سوره اعراف آیه 58

یعنی محاسن من مصداق جمله ی اول آیه و ریش نحس تو مصداق جمله ی دوم آیه است . معاویه از این جواب ، شرمنده شد و سر به زیر انداخت.

ای روبهک چرا ننشستی به جای خویش         با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش

                                    -------------------------

ای مگس عرصه ی  سیمرغ نه جولانگه توست        عِرض خود می بری و زحمت ما می داری

تفسیر سوره نحل از تالیفات آیت الله ضیاءآبادی صفحه 354

نوشته شده توسط سيدحسن علوي در 1396/8/4 ساعت 21:42 | بدون نظر

بسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الرحیم

از امام صادق علیه السّلام پرسیدند:

روز حسرت، کدام روز است که خدا می فرماید: 
((بترسان ایشان را از روز حسرت.))سوره مریم آیه39
حضرت جواب دادند:
آن روز قیامت است که حتی نیکوکاران هم حسرت می خوردند که چرا بیشتر نیکی نکردند.
پرسیدند: آیا کسی هست که در آن روز حسرت نداشته باشد؟
حضرت فرمودند: 
آری، کسی که در این دنیا مدام بر رسول خدا صلوات فرستاده باشد.

وسائل الشّیعه/ج7/ص 198

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجّل فرجهم


نوشته شده توسط سيدحسن علوي در 1396/7/28 ساعت 11:26 | بدون نظر

 بسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الرحیم
فرد قصابی به دختر همسایه اش علاقه مند شده بود. روزی که پدر و مادر دختر، او را برای کاری به روستایی فرستاده بودند، قصاب نزد آن دختر رفت و خواست به او نزدیک شود؛ اما آن دختر به او گفت: علاقه من به تو بیش از علاقه تو به من است؛ ولی من از خدا می ترسم!

قصاب گفت: چرا من از خدا نترسم؟! آن گاه توبه کرد، دختر را تنها گذاشت و به طرف روستای خود حرکت کرد.
هوا بسیار گرم بود، تشنگی شدیدی بر قصاب عارض شد، به طوری که نزدیک بود هلاک شود. در این هنگام پیامبر آن زمان را دید و از او کمک خواست. پیامبر گفت: بیا از خدا بخواهیم ابری بفرستد تا در سایه آن راه برویم و به آبادی برسیم.
قصاب گفت: من که کار خیری نکرده ام تا دعایم مستجاب شود.
پیامبر گفت: من دعا می کنم و تو آمین بگو. پیامبر دعا کرد و قصاب آمین گفت. ناگاه ابری آمد و بر سر آن ها سایه افکند و چون به نقطه جدایی رسیدند، قصاب از پیامبر خداحافظی کرد که به خانه خود برود، ابر هم بالای سر او رفت. پیامبر خدا نزد قصاب بازگشت و به او گفت: ابر بالای سر تو آمد، بگو چه عملی انجام داده ای؟ آن گاه قصاب جریان خود را بازگو کرد.
پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: توبه کننده نزد خدا مقام و منزلتی دارد که برای احدی از مردم چنان منزلتی وجود ندارد.

عاقبت به خیران عالم،ص 234

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرج

نوشته شده توسط سيدحسن علوي در 1396/7/28 ساعت 11:19 | بدون نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از بازاریان که از شاگردان مرحوم شاه آبادی[استاد اخلاق و عرفان امام خمینی] بود، نقل می کرد که ایشان، یک شب در یکی از سخنرانی هایشان، با ناراحتی اظهار داشتند:

“چرا افرادی که در اطراف ایشان هستند، حرکتی از خود در جنبه های معنوی نشان نمی دهند؟

می فرمودند :آخر، مگر شماها نمی خواهید آدم شوید؟ اگر نمی خواهید من این قدر به زحمت نیفتم”

همین فرد می گوید:

بعد از منبر، ما چند نفر خدمت ایشان رفتیم و گفتیم که آقا ما می خواهیم آدم بشویم. چه کنیم؟

ایشان فرمودند: من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم.

سه دستور ایشان چنین بود:

۱٫ مقید باشید نماز را در اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز را اقامه کنید و حتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.

۲٫ در کاسبی تان انصاف به خرج دهید، و واقعا” اقل منفعتی را که می توانید، همان را در نظر بگیرید . در معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیر شهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در نظرتان باشد.

۳٫ از نظر خمس ، گر چه می توانید برای ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم علیه السلام به شما مهلت داده اند، اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی را ادا کنید.

همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار پاچنار می آمدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام سید عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.

در نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در قرائت نیستند ولی در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.

ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت شدم، لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.

این اولین مشاهده ی من بود که در اثر دستورات آیه الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. در اثر دو ماه و نیم التزام من به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را هم چنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من، دیگر قابل بیان نیست. 
[آثار و برکات نماز اول وقت صفحه ۷۰]

اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

نوشته شده توسط سيدحسن علوي در 1396/7/28 ساعت 11:13 | بدون نظر